شین میم شین
بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شو
مقدمه
بخش اول
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۷۸)
ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم!
۱
خوشا وقت شوریدگان غمش
اگر زخم بینند و گر مرهمش
معنی تحت اللفظی:
مشخصه عاشق جماعت،
شوریده بودن از غم معشوق است.
فرق هم نمی کند که معشوق به آنان زخم بزند
و یا بر زخمشان مرهم بنهد.
حافظ
طبیب عشق، مسیحادم است و مشفق، لیک
چو درد در تو نـبیند کـه را دوا بـکـند؟
معنی تحت اللفظی:
طبیب عشق،
طبیب چیره دستی است.
مشکل او این است که قادر به دیدن درد نیست.
حافظ
در این بیت غزل،
به تخریب دیالک تیک درمان و درد و دیالک تیک طبیب و بیمار می پردازد،
که از فرم های تعمیم دیالک تیک وسیله و هدف اند.
بدین طریق
درد عشق، درد بی درمانی تلقی می شود
و
طبیب عشق، طبیب بی لیاقتی.
حافظ
گفتـم:
«صنـم پرست مشو با صمد نشین.»
گفتا:
«به کوی عشق، هم این و هم آن کنند.»
حافظ
در این بیت غزل،
به شیوه یکسان انگاری وسعت بیشتری می بخشد
و
دیالک تیک صمد و صنم
را
تار و مار می سازد
که
یکی از فرم های توسعه و تعمیم دیالک تیک خیر و شر است.
بدین طریق فرقی میان خداپرستی و بت پرستی نمی ماند، حق و باطل یکی می نمایند.
کسانی که حافظ را آزاد اندیش نامیده اند،
فریب این لفاظی های او را خورده اند.
ادامه دارد.
برچسب:
نویسنده: آریا حسینی